ضحی عشق مامان و باباضحی عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

ضحی نازی

روزشمار قبل از یک سالگی

1392/1/28 9:26
نویسنده : مامانی
290 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزم دخترم فدای تو مادر تو

امروز که میخوام برات بنویسم میبینم یک سال از باهم بودنمان گذشت و چقدر زود گذشت انگار همین دیروز بود که لحظه شماری میکردم برای اومدنت و دیدن روی ماهت خدایا تورا سپاس به یمن وجود نازنینی به اسم ضحی خدایا تورا سپاس.

خداوندا بنده شرمساری هستم در مقابلت نمیدانم دعایم اثر دارد یا نه ولی میخواهم برای هدیه ای که خودت برایم فرستادی دعا کنم و آمین آن را دوستای عزیزم بگویند.

دخترم را در تمام لحظات زندگی به تو میسپارم لحظه ای به خودش وانگزارش.

توانم ده لایقم کن بتوانم سرباز امام زمانی را پرورش دهم و تربیت کنم.

هرآنچه از بهترینهایت را که به بهترین بندگانت هدیه میدهی به دخترم عطا کن.

توانم ده در تربیتش قصور نکنم.

برایش مادری مهربان و فهیم باشم لایقم دان دختری خدایی تربیت کنم.

دخترم همیشه زیر چادر عصمت حضرت زهرا باشد.

ایمانش هیچ زمان و به هیپ دلیلی خدشه دار نشود.

ودیگر دعاهایی که هر مادری برای فرزندش دارد...

دخترم : هیچ زمان در هیچ لحظه ای از زندگیت خدایت را فراموش نکن.

دخترم لحظه به دنیا اومدنت قشنگترین لحظه زندگی منو بابایی بود و ما با تو شیرین ترین لحظات عمرمونو میگذرونیم .

توی این یک سال سعی کردم مامان خوبی برات باشم و هیچی برات کم نذارم.

ازهمون روز اول هرکاری کردی هر حرکتی انجام دادی زودتر از سنت بود زود غلت زدی زود شروع به خزیدن کردی زود چاردست و پا رفتی زود حرف زدی زود راه افتادی زود شیطنتات شروع شد ووو و ما به خاطر تمام اینها هرلحظه خدارا شاکریم.

البته اینا همه جای ماشالله گفتن داره دیگه پس همگی بگین ماشالله.

باید ازباباحاجی و مامان جون بابت زحماتی که برات کشیدن تشکر کنیم.

 باید از باباجون و مامان جون هم تشکر کنیم بابت اینهمه دوست داشتن تو و هواتو داشتن و...

باید از عمه جون و خاله جون و دایی ها و زن دایی و عموها زن عموها که شمارو اینقد دوست دارن تشکر کنیم.

یه تشکر ویژه هم از دایی حسین عزییییییییییییز:

دایی جون خییییییلیییییی دوست داریم. همیشه شاد و موفق باشی. تو این یک سال دایی حسین خیلی هوای شمارو داشته باهات بازی میکنه برات هدیه و خوراکی و چیزمیز میگیره میبردت اسکیت سواری و دوچرخه سواری نگهت میداره خلاصه به قول مامان جون دایی حسین مال ضحاست.

دخترم این چندوقت خیلی شیطون بلا شدی دیروز رفتی کشوی کابینتارو باز کردی و نشستی داخلش و تا منو دیدی وایستادی توش.

یه وقتایی نمیذاری بچه های دیگه با اسباب بازیات بازی کنن. عاشق حیاط خونمونی تا در باز میشه می پری بیرون ماشینی که باباجون برات گرفته رو خیلی دوست داری خودت به تنهایی سوارش میشی و باهاش بازی میکنی. ارتفاع رو به خوبی تشخیص میدی ولی شیطونی میکنی از پله (مثل دیشب) میفتی.

دوست نداری مامان و بابا و مامان جونا و باباجونا و داییا و عموجواد وقتی تو هستی بچه دیگه ای رو بغل کنن.

یکی دو هفته ای هست یاد گرفتی جیغ بزنی البته دارم سعی میکنم فراموشش کنی.

دوست داری بیرون میریم خودت به تنهایی راه بری. کاری داشته باشی میای بهم میگی بیا بیا.

یه چیزی بخوای میگی بده بده. تا غذا میبینی با خوشحالی میگی به به پ پ.

یه جایی میخوای بری میگی بییم بییم.

 مامان فدای دختر شیرین زبونش بشه.

به دایی حسین هم میگی دادا دایی صالح و دایی مصطفی هم دایی.

هرصبح که از خواب پا میشی میبینی بابایی نیست با قرو ناز میای تو بغلمو بهم بوس میدی البته خیلی کوچلو بودی هرصبح بیدار میشدی میومدی تو بغلمو بوس میدادی.

هرکیو دوست داشته باشی باحرص بوس میکنی منو محکم میگیری تو بغلتو بوس میکنی بابایی همیشه شکایت داره میگه بوسش نمیکنی خوب بوسش میکنی ولی کم آخه سبیلای بابایی سیخ سیخین دیگه.

در ضمن شما دختر لووووووووووووس بابایی هم هستی ها باید ازش تشکر ویژه ویژه بکنیم .

بابایی خییییییییییییلللللللللللللللی زیاد تا آسمونا دوست داریم.

بابات هواتو خیلی داره خسته که از سر کار میاد شمارو بغل میزنه بازی میکنه بوس میکنه بعد میاد ناهار میخوره.

دخترم همیشه شاد شاد شاد باشی هرسالت بهتر از سال قبل و هرروزت بهتر از دیروز

فدای تو مامان تو

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (15)

مامان سونیا
21 فروردین 92 10:46
به به عجب سیزده بدری خوبی چه جای باصفایی و چه عکسهای قشنگی مخصوصا اون عکسهایی که ضحی خانم رفته توی خمره
به به عجب اش خوش رنگ و لعابی دهنم آب افتاد


مرسی جای شما خالی
مامان دوقلوها
21 فروردین 92 11:08
سلام عزیزم سال نو مبارک دوقلوهای من سارا و ثنا زنگیان به همراه پسر عمه شون سید محمد رضا غفاری تویجشنواره آتلیه سها شرکت کردن ممنون میشم به وب من بیاین و بهشون رای و امتیاز 5 رو بدین
معصوم/مامان جان جان فاطمه
21 فروردین 92 12:00
اول ازهمه آمين بعدشم يه عالمه بوس براي ضحي نازي
مامانی درسا
22 فروردین 92 2:55
عزیزم تولدت هزاران بار مبارک انشاالله همیشه شاد و سلامت باشی


مرسی خانومی
محمود
22 فروردین 92 6:51
اولین سالگرد تولد ضحی جان که مصادف با تولد دوقلوهای عزیز من کیمیا و کیانا جان میباشد را به ضحی جان و همچنین شما تبریک میگویم و آرزوی صحت و سلامتی را برای ضحی عزیز دارم


ممنون منم تولد دوقلوهای نازو تبریک میگم
مامان فرهام
22 فروردین 92 12:58
تولدت فرزند دلبندتان را كه با تولد فرزند من در يك روز است تبريك مي گم اميدوارم هميشه شاد و موفق باشيد
مامان سونیا
22 فروردین 92 14:26
'``````````✬ '✧ `✬
`````````` ♜=♜=♜
``````` ` {_♥_✿_♥_}
'``` ✩ `✫{=✰=✰==}✫ `✩
````♖.{♖___♖_♖___♖}.♖
```{==================}
```{✿_❤_❀_♥_✿_♥_❀_❤_✿}
`` {===================}
``{_✿_❤_❀_♥_✿_♥_❀_❤_✿_}

تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک


مرسی خانوم خیلی لطف کردین
✿♡✿ مامان و بابای محمدپارسا ✿♡✿
23 فروردین 92 0:12
تولد تولد تولدت مبارک
انشالا تولد 120 سالگیت عزیزم


ممنون گلم
معصوم/مامان جان جان فاطمه
23 فروردین 92 1:42
سلام عزيز خاله
تولدت مبارك باشه عسلي
الهي خدا بهت عمر با عزت همراه با سلامتي بده
الهي هميشه شاد باشي
الهي غم نبيني و لبات هميشه خندون باشه


آمین مرسی خاله جون
مامان( فاطمه، گل بابا)
23 فروردین 92 10:43
فاطمیه آمد و آن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟ در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا ، تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست؟
مامان( فاطمه، گل بابا)
23 فروردین 92 14:21
کبودی تن تو، جهان را سیاه کرده است و چشم ها را بارانی. پس از رفتن تو، طوفان در گرفت و تا قیام قیامت، این گونه در فراقت جریان دارد. چشم هامان چون سیلی خروشان به سوی مرگ می روند تا تو را بر حوض کوثر ببینند و از بارانی نگاه تو سیراب شوند. داغ تو، آتش بر دلمان انداخته است و هر روز، این آتش، شعله ورتر خواهد شد تا روزی که از ما خاکستری بماند تا در باد رها شود و زمان آن را به سوی تو بیاورد. آری... از رفتن و نبودن تو هزار سال نوری هم که بگذرد، هنوز تقویم قلبمان، روز واقعه ای دردناک را ورق می زند و در سالنمای دراز عمرش یادداشت می کند این داغ تا قیامت بر دلمان خواهد ماند، بانو... زهرا ، ای آیینه دردمندی، ای مظلومه آل یس ، ای اُمّ اَبیها، ای شرافت زن در قاموس هستی، ای عصمت محض، ای مفهوم زلالی و ای کوثر بی بدیل نجابت.... بگو .... بگو چه کرد با تو ، این عالَم خاک .... ؟
مامان ضحا
24 فروردین 92 9:00
ضحي جون تولدت مبااااااااااااااااااارك.انشاالله كه 120 ساله بشي.هميشه دلت شاد و لبت پر از خنده باشه.


مرسییییییییییییییییییییییی
مامان محمدرضا
24 فروردین 92 12:58
سلام عزیزم.وب زیبایی دارید.دخترتونم ناز ماشالا.پسرم به همراه دختر دايي هاي دو قلوش تو جشنواره آتليه سها شرکت کرده اگه ميشه به وبمون و يا به آدرس زير بياين و بهشون راي با امتياز 5 رو بديد ممنون ميشم.مرسي سيد محمدرضا غفاري و سارا و ثنا زنگيان http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=6
سوری مامان زهره
24 فروردین 92 16:42
بدو بدو خاله آپ شد!!!!!!
خاله مریم
24 فروردین 92 17:34
تولد ضحی جون و فاطمه جون که یه روز تفاوتشون هست برای هر دوشون مبارک
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ضحی نازی می باشد